
حركت آرام سرانگشتانت بر روي اين پستي بلنديها چه شگفت انگيز است. اين چه معجزه ايست كه با آغاز حركت سرانگشتانت تنم گُر ميگيرد و ديوانه ات مي شوم؟!
در آن پر شور لحظه ...
دل من با چه اصراري ترا خواست
و من ميدانم چرا خواست
و ميدانم كه پوچ هستي و اين لحظه هاي پژمرنده
كه نامش عمر و دنياست
اگر باشي تو با من، خوب و جاويدان و زيباست
"مهدي اخوان ثالث"
پ.ن: بدجوری دلم سیگار میخواد.
قشنگترين هديه شب تولدم تو بودي. با تمام وجودم حست كردم، بوييدمت و تنگ در آغوش گرفتمت. چقدر دلم برات تنگ شده بود اين روزها به اندازه سالها دوري و فراق طول كشيد. از بوسيدنت، از در آغوش كشيدنت سيراب نمي شم. كاش ديگه از هم دور نشيم. كاش براي هميشه كنار هم باشيم.
پ.ن: من برگشتم ![]()

براي لحظه در آغوش كشيدنت ثانيه شماري ميكنم.
پ.ن: براي ديدارش عازم سفرم.
چه غروب غمگينيه!
يه عالمه كتاب دورم ريخته براي خوندن، اما حس خوندنم نمياد! خيلي از برنامه ام عقبم!!!
پ.ن: داره بارون مياد.
ماه من غصه نخور، زندگي بي غم نميشه
اونيـكه غصـه نداشتـه باشـه، آدم نميشــه
مـاه من غصـه نخور، دنيا رو بسپـار به خـدا
هردومــون دعــا كنيم، تو هم جــدا،
منـم جــدا،
پ.ن: There is a lot of sorrow in my heart, why nobody don’t understand me ?!
![]()
ارديبهشت ماه منه، تو اين ماه متولد شدم. اين ماه و خيلي دوستش دارم نه فقط براي اينكه ماهي است كه توش متولد شدم، نه!
اين ماه براي من خيلي با ماههاي ديگه فرق ميكنه، يه طوريه، چطور بگم! با اومدن اين ماه از خود بيخود ميشم. خيلي بيشتر از وقتهاي ديگه احساساتم لطيف ميشه. به نظر من اين ماه بوي عشق ميده، دلم ميخواد تو شبهاي بهاريش كه هوا كمي گسه و باد خنكي مي وزه كنار تو و همپاي تو تا خود صبح راه برم. فقط تو باشي و من، من باشم و تو.
پ.ن : Give me a hug
همـــــين!
پ.ن : هرچه دنبال روزگار بدوي كمتر بهش ميرسي، سرنوشت هموني رو سرت مياره كه برات نوشته!!!


